غزل مناجاتی اول مجلس، مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
تنها نه این که داده رزق نوکران را بخـشـیـده آب و نانِ بنـدهپـروران را معـشـوقها، دلـدادۀ حـب الحـسیناند عشقـش مُسَخَّر کرده قلبِ دلبـران را هرکس که مشمولِ نگاهِ رحمتش شد هرگز نمیخواهد عـطای دیگران را گـریه بـرایش خـیـرِ بـیمـانـنـد دارد حـتـی مـقـرّب میکـند پیـغـمبران را نامش که زینتبخشِ عرش و اهل آن است تا اوج مستی میبَـرد نوحهگـران را یک عـمر داغ سـیـنۀ عـریان ارباب آتـش زده جـان و دلِ جـامـهدران را باید چگـونه با پـر زخـمـی، عـقـیـله پیدا کند در دشت و صحرا، دختران را؟! بـاید چـگـونه زینـب کـبـری بـبـیـنـد در شام، بر کام امامش، خیزران را؟! |